Reply to a comment
Posted by: Gia on: December 21, 2008
کامنت یکی از خوانندگان وبلاگ :
سلام
من میخوام خیلی بی پرده بگم که واقعا از همجنسگرایی و همجنسگرایان بیزارم
. واقعا خودت تا حالا به این فکر نکردی که چرا مثلا تو با میلیاردها
میلیارد انسانی که تا حالا بوجود آمدن و خواهند آمد متفاوتی . عزیزم فکر
نمیکنی که واقعا از مشکل حاد روانی رنج میبری ؟ !!!
من نمیدونم که چرا این عده اندک همجنسگرا در دنیا اینقدر اصرار دارند که
انسانهای طبیعی هستند . چرا بی خودی دارید تلاش میکنید که بر خلاف جهت
طبیعی طبیعت حرکت کنید ؟ !!!
همین پست خودت رو یک بار دیگه بخون ، متوجه میشی که چه مشکل حاد روانی در پشت اون نهفته است .
ببخشید که رک گفتم ولی احساس کردم که باید بگم
موفق باشی
:جوابیه من به ایشان
این می توانست سوالی باشد که در ذهن همه شما بینندگان این وبلاگ نقش می بندد.بله شما از همجنسگرایی بیزارید چون که با همین فرهنگ بیزاری از همجنسگرایان بزرگ شده اید ,با یک فرهنگ هموفوبیک.شما هموفوبیا دارید وبهتر است که قبل از اظهار نظر در مورد همجنسگرایان وبیمارروانی خواندن آنها ,ابتدا درکی از خود تان بدست بیاورید.اگر من می گویم کار فلانی اشتباه است اول باید کلاه خودم را قاضی کنم .من با شما صددرصد موافقم وهیچگاه شمارا انکار نخواهم کرد چون که نزدیکترین کسان به من مادرم وپدرم وخانواده ام هوموفوب هستندوحتی خود من قبل از پی بردن به همجنسگرا بودنم هموفوب بودم.من به همراه تمام اطرافیانم از همجنسگرایی بیزار بودم.وقتی که برای اولین بار عاشق همجنس خود شدم بارها خودم را لعن ونفرین کردم.بارها در ضمیرناخود آگاه خود را بیماری روانی پنداشتم.ترسی در وجودم بود که بیمار روانی ام وترسی دیگر هم بود که چطور باید این را به خانواده ام بگویم.هوموفوبیک بودن برای یک فرد همجنسگرا هزار بار بدتر از یک فرد دگرجنسگرا است.چون او خود را در گیر جنگ با یگانه هویت وجودی خود می کند.هویتی که او با ادراکات غلط جامعه سعی در واپس زدن آن دارد وهمین جاست که راه را به خطا می رود.اما در این وادی او تنهای تنهاست.کسی نیست که دست او را بگیرد وراهنمایی اش کند که این خود او است واین خود او ی همجنسگرا خیلی هم طبیعی است.او خودرادر جامعه ای متفاوت می بیند و می پندارد که طبیعی بودن, یکرنگ جماعت بودن است.اما مگر چپ دستان به راستی با راست دستان چه فرقی دارند؟ سیاه پوستان با سفید پوستان؟
مگر غیر از این است که همه انسان هستند.اما مشکل در فرهنگ هاست.این فرهنگ هاست که انسان ها را از هم جدا می کند.برای مثال بچه مسلمان را از ابتدا از یهود جماعت متنفر می کنند.دریک ویدئویی دیدم که در بیت المقدس کنونی یک طرف بچه های اسرائیلی بازی می کردند یک طرف بچه های مسلمان فلسطینی.این کودکان همان هایی خواهند شد که فرهنگشان بهشان می گوید ,درست مثل همانی که تو دوست عزیز شده ای.یک هموفوبیک تمام عیار.یک نا آگاه.
نمی دانم چرا دراینزمانه فناوری اطلاعات وتکنولوژی هنوز که هنوز است هموطنان عزیز ما با این مسئله کنار نیامده اند.
چرا نمی خواهیم برای یک بار هم که شده این جهل را کنار بگذاریم وبا آغوش باز به سمت مسائلی برویم که آگاهی چندانی در موردشان نداریم.چرا نمی خواهیم قضاوت کردن های بی جا را کنار بگذاریم؟
می گویی که “واقعا خودت تا حالا به این فکر نکردی که چرا مثلا تو با میلیاردها
میلیارد انسانی که تا حالا بوجود آمدن و خواهند آمد متفاوتی . عزیزم فکر
نمیکنی که واقعا از مشکل حاد روانی رنج میبری ؟” بله من فکر کرده ام.خیلی هم فکر کرده ام اما می دانی گاهی اوقات این فکر کردن ها کارساز نیستند وتو باید به دنبال شناختن موضوع و درک مستقیم آن بروی.مردمان قدیم هم فکر می کردند که هر شخصی که بیمار است اجنه وشیاطین به روح او نفوذ کرده انداما با اعمال و کار های بزرگانی چون جالینوس که دست به کالبد شکافی زدند حال این گونه افکار منسوخ شده اند.من فکر کردم واین فکر ها من را به جایی رساند که سیاست فکری جامعه ام و فرهنگم بود.سیاست ومشی فکری ای که از پای بست اشتباه بود.من تصمیم گرفتم که با حقایق رو به رو شوم وشروع به جمع آوری اطلاعات کردم.هرچند که این اطلاعات در زبان فارسی بسیار کم بود اما با کمک سایت ها ومنابع انگلیسی جهل خودم را برطرف کردم.من نمی گویم که هر منبعی قابل اطمینان ودرست است اما وقتی که سالها از قدمتش بگذرد و بتواند به طوری ملموس خودرا ارائه کند می توان آن را دلیلی مستدل بر راستی وبرحق بودن آن دانست.حال به این جا می رسیم که چرا من با میلیاردها انسان دیگر متفاوتم؟این سوالی بسیار ساده است که در ابتدایی ترین کتب بیولوژی نیز می توان آنرا یافت .این تفاوت چیزی نیست جز فرق بین ژن ها ودی.ان.ای هر انسان.من با توو هزاران انسان دیگر متفاوت هستم چون دارای ژنومی متفاوت هستیم.اما جدا از ویژگی های ذاتی که ژنوم انسان نقش بسیاری را در بروز آنان بازی می کنند, گرایش جنسی بحثی پیچیده است .کسی هنوز نتوانسته این قضیه را به اثبات برساند که آیا ژن هم جنسگرایی وجود دارد یا نه؟
“Born that Way theory”
نظریه ای است که می گوید انسان های همجنسگرا از همان بدو تولد همجنسگرا هستند وهمان گونه به دنیا می آیند.این نظریه می گوید
که ژنی خاص برای همجنسگرایی وجوددارد.اما اکثر محققان بر سر قبول ویا رد این نظریه مرددند.بیشتر آنها بر این عقیده استوارند که
“هرچند که در ذات وکردار انسان ژنوم او نقش تعیین کننده ای را بازی می کنند اما نقش محیط را نیز نمی توان نادیده گرفت”
این بحث ,وجود همجنسگرایی را چیزی مابین فطری واکتسابی می کند,اما در مصاحبه با همجنسگرایان اکثر آنها اذعان کرده اند که از کودکی وسنین 5 یا 6 سالگی می دانسته اند که با دیگران فرق دارند واین را به طور نا خودآگاهی حس می کرده اند.
درعین حال هر چند که بحث بر سر ژنوم انسان پیچیده است ارتباط ژنوم با گرایش جنسی انسان بسی پیچیده تر است.مطالعات وتحقیقات زیادی که روی ژنوم انسان شده است نتایج شگفت آوری را به بار آورده است.مثلا گاهی محیط می تواند بر ژنوم جنین اثر گذارده و آنرا تغییر دهد.ممکن است بچه ای از پدر ومادری خاورمیانه ای با رنگ موی مشکی و چشم قهوه ای تیره در اروپا زاده شود که موهای بور وچشمانی آبی رنگ دارد و هیچ چیز مدعی آن نیست جز تاثیر محیط بر ژنوم. بررسی رشد اعتیاد در محیط های دانشجویی دانشگاه های آمریکا نشان داد که محیط عاملی بس موثر در سوی گیری جوانان نسبت به مواد مخدر است.هنوز عجایب بسیاری در این وادی نهفته است که مانده تا حل شود.اما چیزی که مسلم است آن است که همجنسگرایی چه ژنتیکی باشد ,چه اکتسابی وناشی از محیط وچه ترکیبی از آن دو,یک ویژگی وگرایش جنسی کاملا طبیعی است که هم در حیوانات و هم در انسان ها دیده شده است
و همجنسگرایی جزو بیماری های روانی به حساب نمی آید.همجنسگرایی یکی از گرایش های جنسی انسان است.گرایش های جنسی انسان به 4 دسته
1-دگرجنسگرایی-هتروسکژوالیته
همجنسگرایی-هوموسکژوالیته-2
دوجنسگرایی-بای سکژوالیته-3
بی علاقه به برقراری رابطه جنسی -آسکژوالیته-4
تقسیم می شود
و می گویی که من نمیدونم که چرا این عده اندک همجنسگرا در دنیا اینقدر اصرار دارند که
انسانهای طبیعی هستند . چرا بی خودی دارید تلاش میکنید که بر خلاف جهت
طبیعی طبیعت حرکت کنید ؟ !!!
خب این پرواضح ومبرهن است که چرا همجنسگرایان اینقدر در رابطه با حقوقشان تلاش می کنند.زیرا که هنوز انسان هایی مانند تو وامثال تو در این کره خاکی وجود دارند که در جهل کامل نسبت به همجنسگرایان به سر می برند.ما می خواهیم اثبات کنیم همان قدر طبیعی هستیم که شما هستید.ما می خواهیم بگوییم که چرا فقط از یک بعد باید به طبیعت نگریسته شود.برای مثال اگر فرض را بر این بگیریم که هدف از برقراری رابطه جنسی تولید مثل است و این طبیعی است وهمجنسگرایان چون این هدف را در روابط جنسی خود دنبال نمی کنند غیر طبیعی اند,پس چرا شما جنابان هتروسکژوال از این عمل طبیعی گاها با کاندوم جلوگیری می کنید؟
حال وقت این است که با حقایقی ملموس مواجهه شوید.حقایقی که سالهاست وجود داشته اند از بدو آفرینش انسان.حقایقی که حتی در فرهنگ شاعران ایران زمین نیز می توان آنرا یافت.مولوی نمونه بارز آن است
و در آخر در مورد پست هویت گمشده که نوشتم.این پست را من نوشتم واین شاید نشان دهنده یک بیماری باشد.بله می توان گفت که من همانند هزاران همجنسگرای دیگر از جهل اطرافیان خود به افسردگی دچار شده ام.چه حاصل می شود وقتی که کسی درکت نمی کند؟افسردگی یک بیماری است که همه انسان ها می توانند به آن دچار شوند پس دلیلی ندارد که آنرا دلیلی برای بیمار خواندن همجنسگرایان بدانی
ودر آخر به یاد داشته باش
همه ما انسانیم هر چند که ممکن است هزاران سال نوری با هم فرق داشته باشیم
Recent Comments